X
تبلیغات
مطالب آموزنده علمی وتربیتی - درآمدي بر نظريات و روشهاي آموزشي ، تربيتي و اخلاقي مكتب فلسفي آرمانگرايان (ايده آليسم ها)

مطالب آموزنده علمی وتربیتی

کلیه مطالب توسط اینجانب گردآوری شده است

 

فصل اول

فلسفه و مكتب فلسفي ايده آليستي و تعليم و تربيت

مقدمه :

ريشه ي همه ي تاريكي ها در ناداني است . (افلاطون)

انسان بي نياز از فلسفه نيست . وقتي ملاحظه مي شود كه در همه ي دوره ها انسان ها
انديشه هاي فلسفي داشته اند و هنوز نيز اين انديشه ها در ذهن شما و هر فرد ديگر و فيلسوفان وجود دارد ، خود نشان دهنده ي ضرورت فلسفه است .(مصباح يزدي، 1370، ص2) جان ديوئي معتقد است كه اگر، «فلسفه اي هست بايد فلسفه آموزش و پرورش باشد.»         در مقوله ي حاضر به نظريات تربيتي مكتب ايده آليست ها تحت عنوان «درآمدي
 بر نظريات و روش هاي آموزشي، تربيتي و اخلاقي مكتب فلسفي آرمانگرايان ايده آليسم» مفصلا اشاره خواهيم كرد و ضمن دريافت نظريات فيلسوفان معروف مكتب فوق اثرات افكار آنان را در آموزش و پرورش مورد مطالعه قرار خواهيم داد .  لازم مي دانم از زحمات دلسوزانه استاد ارجمند و بزرگوار جناب آقاي دكتر محمد تقي مقدس جعفري كه با مباحث پر محتوا در مورد مكاتب فلسفي و رهنمودهاي شايسته ي خويش ما را در تهيه اين مقاله ياري داده اند صميمانه تقدير و تشكر نمايم . 

 تعريف مفاهيم

مفهوم ايده يا آرمان : ايده لفظي است يوناني و آن صورت اصلي هر شيئي را گويند و اين لفظ از زمان افلاطون، بدين معني اختصاص داده شده است . آن لفظ نه در عالم خارج و نه در ذهن انسان بلكه در وراي همه و در عالم متا فيزيك قرار دارد .(اسمائيل تبار، 1386، ص 127)

مفهوم ايده آل : اين لفظ يوناني است و كمال هر چيزي را مي گويند و قابل دريافت در عالم خارج نمي باشد ولي انسان در اثر كوشش مي تواند خود را بدان نزديك كند. (اسمائيل تبار ، 1368 ، ص 127)

مفهوم فلسفه : فلسفه واژه اي يوناني است و مركب از فيلو به معناي دوستدار و سوفيا به مفهوم دانايي يا حكمت است كه برخي به اشتباه از آن به «دوستدار دانش» معني كرده اند كه بهتر است در ترجمه ي فلسفه از تعبير «حكمت يا دانايي » استفاده كنيم چون منظور از دانش علم تجربي و حسي است نه عقلي . با توجه به اينكه هر كدام از مكاتب فلسفي تعريف خاصي از فلسفه دارند به طور كلي مي توان فلسفه را چنين تعريف كرد : فلسفه كوشش بشريت براي شناخت جهان و جايگاه انسان در آن است . (اسمائيل تبار ، 1386، ص 21)

مفهوم مكتب : مكتب عبارت است از طرز تفكر منسجم گروهي از افراد كه داراي افكار، عقايد و نگرشهاي مشترك باشند با توجه اينكه از مكتب نيز تعارف متعددي ارائه گرديده ،
مي توان مكتب را چنين تعريف كرد : به مجموعه انديشه ها و افكار يك استاد كه در جمعي نافذ باشد يا يك نظر فلسفي و ادبي، كه نفوذ اجتماعي و پيرواني نيز دارد مكتب مي گويند (سلطان القرايي، 1384، ص 83)

مفهوم ايده آليسم :

ايده آليسم با واژه هايي همچون پندار گرايي ، تصور گرايي ، آرمان گرايي ، اصالت تصور ، انگار گرايي نيز آمده است . (فر مهيني فراهاني، 1384، ص 97) 

ويژگي هاي كلي ايده آلسيم ها :

در كتاب «اصول و فلسفه تعليم و تربيت» نوشته ي دكتر محسن فرمهيني در صفحه ي 97 براي مكتب ايده آلسيت ها ويژگي هايي بر شمرده شده است كه به اختصار مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :

1-به آن دسته از تئوريها اطلاق مي شود كه به ذهن يا روح اهميت مي دهند .

2- عقل يا ذهن يا روح را مقدم بر ماده مي داند .

3- معتقد است كه واقعيت در پندارها ، فكر، ذهن يا «خود» است .

4- نقطه يا هسته ي مركزي اين فلسفه آگاهي شخصي از خويشتن است و آن را مهمترين حقيقت در تجربه ي فرد مي داند كه پيوسته رو به كمال است .

5- علم آفريده ي ذهن است .

6- حواس انسان به تنهايي در به دست آوردن حقيقت جايگاهي ندارند .

7- دنياي خارج ساخته و محصول ذهن انسان است .

8- دين و اخلاق و معنويت جايگاه خاصي دارند .

9- ارزشهاي روحي (غير مادي) تاثير قطعي در امور جهان دارند و هر چيز بيش از آنكه مادي باشد روحي يا عقلي يا معنوي است . يعني حقيقت بيش از آنچه مادي باشد روحي است .

10- تن و روان از هم جدا و مقابل هم قرار دارند (دو گرايي يا ثنويت)

11- رفتار انسان ذاتاً هدفدار است و تنها پاسخ محرك هاي خارجي نمي باشد .

12- وقتي انسان درباره ي ارزش داوري مي كند بايد معيارهايي برابر اين داوري ارزشي داشته باشد و اين معيارها بايد جامع و مستقل باشند . به نظر ايده آليست ها اين معيار وجود دارند و خود «واقعيت» را مشخص مي كنند .

13- زندگي خوب از نظر اين مكتب زندگي اي است كه در آن مفاهيم ارزشي معقولانه درك شده اند و در سكوت يا كردار شخص آشكار مي شوند .

14- بين افراد و جامعه وحدت وجود دارد و هر فرد ، جزئي از كل است و كل خاصيتي دارد كه در هيچ يك از اجزاء آن خاصيت را نمي توان ديد .

15- در اين مكتب مدرسه تنها مسئول آموزش ارزش ها به كودكان نيست بلكه مردم يعني جامعه ي بشري نيز اين مسئوليت را به عهده دارد .

16- ايده آليسم به عنوان فلسفه اي كه بيشتر با معرفت سر و كار دارد اين فلسفه را فلسفه ي روحي فلسفه ي معنوي يا فلسفه ي ذهني مي خوانند . در اين مورد اساس را ذهني فعال كه تجربه مي كند تشكيل مي دهد دكارت و بر كلي بيشتر به اين معنا توجه دارند .    

17- مدرسه بزرگترين نگهبان ميراث فرهنگي و عقلي جامعه به شمار مي رود. لازم به ذكر است كه ويژگي هاي رديف هاي 5 تا 8 از موارد مذكور از كتاب فلسفه ي تعليم و تربيت و آراي تربيتي تاليف دكتر خليل سلطان القرائي صفحه ي 87 اقتباس گرديده است .

هستي شناسي پندار گرايان (ايده آليست ها)

منظور از هستي شناسي ، نظريه ي هستي يا «وجود» است ، يعني نظريه اي درباره ي آنچه هست . برخي از هستي شناسان چنين استدلال مي كنند كه بسا چيزهايي وجود دارد كه      « هستي» آنها را همگان تصديق نمي كنند . مانند مجردات يا هست هايي كه مشاهده ي تجربي را بدانها راهي نيست. برخي ديگر استدلال كرده اند كه بسياري چيزها كه همگان فكر مي كنند كه وجود دارند در واقع  وجود ندارند مثلا جهان ماده نيز وجود ندارد. (نصيري ، 1384 ، ص 33)

ايده آليست ها معتقدند كه هستي (جهان) يا عالم خارج امري اعتباري و ذهني است . يعني واقعيتي غير از ادراكات ، معاني ذهني و به طور كلي انديشه ها و پندارهاي انسان وجود ندارند به اعتقاد اين فيلسوفان ، جهان خارج از ذهن انسان نيست و اگر هست به قول كانت قابل شناخت نمي باشد .   

افلاطون به اعتقاد اغلب دست اندركاران فلسفه سهم عمده اي در ايجاد گسترش فلسفه ي پندار گرايي داشته است، معتقد بود كه جهان مادي نه بود است و نه نبود بلكه نمود است . آنچه در اين جهان وجود دارد اعم از موجودات مادي و معنوي همه «نمود» هستند . خود افلاطون آن نمونه هاي كامل را ايده مي نامد و حكماي اسلامي آن را مثال ترجمه كرده اند .

بنابراين پندار گرايان را مي توان به چهار گروه تقسيم كرد .

1-پندار گرايي روحاني يا ديني : كه بركلي نماينده ي آن است، اصالت را به خدا نسبت
مي دهند .

2-پندار گرايي ذهني : كه فيخته (فيلسوف آلماني) نماينده ي آن است، كه معتقد است تنها هستي واقعي ، خدا ، يا «من مطلق» است .

3-پندار گرايي عيني : كه شلينگ (متفكر آلماني) پايه گذار آن است . به نظر او جهان برون ذات (طبيعت) ساخته ي جهان «درون ذات» (ذهن يا روح) نيست . بلكه هستي مستقل دارد .

4-پندار گرايي مطلق : كه هگل نماينده ي آن است . جهان را به عنوان افكار و انديشه هايي براي روح مطلق ، تصور كه ميان آنها روابط منطقي حاكم است  نه روابط علت و معلول .

به طور كلي ايده آليست ها در هستي شناسي خود بر اين باورند كه جهان يا هستي ،
مجموعه اي از تصورات ذهني ، مدركات يا معقولات است و چيزي جز آنها وجود ندارد .

 

معرفت شناسي آرمان گرايان

1-به عقيده ي آرمانگرايان معرفت مستقل تجربيات حسي انسان است .

2-به عقيده ي ايده آليست ها ذهن يا عقل منشأ شناخت است .

3-در آرمانگرايي عقل انسان كاملا فعال است و به وسيله ي قدرتي كه دارد معلومات را با يكديگر تركيب و معرفت جديدي را فراهم مي آورد .

4-آرمانگرايان معتقدند كه تجارب حسي به صورت داده هايي هستند كه فقط بايد با عقل سازماندهي شوند و به صورت حقيقت در آيند .

5-به عقيده ي ايده آليست ها معرفت حقيقي فقط حاصل فرد مي تواند باشد .

6-اساس معرفت در نظر كانت عبارت از نظم و وحدت بخشيدن به اطلاعاتي است كه توسط حواس گرد آوري مي شوند و اين كار هم به وسيله ي ذهن صورت مي گيرد .

7-هدف تعليم و تربيت در مكتب پندارگرايان عبارت از ارائه تصويري جامع ، كلي و يكپارچه از كل هستي است . (جاهد ، 1387 ، ص 39)

ارزش شناسي ايده آليسم :

1-پندار گرايان معتقدند كه ارزش ها در ذات خود ابدي، مطلق و تغيير ناپذيرند .

2-در اين ديدگاه ارزش هاي معنوي برتر از ارزش هاي مادي است .

3-ارزش هاي اخلاقي بالاترين مرتبه در ميان ارزشها دارند .

4-آرمان گرايان به طور كلي ارزش ها را در وجود خدا يا يك نيروي روحي غير شخصي طبيعي مي دانند آنها را جاوداني و ازلي مي پندارند .

5-به عقيده ي اين مكتب خير در نهاد آدمي نهفته است و تعليم و تربيت بايد وسايل تزكيه  و تهذيب اخلاقي كودكان را فراهم آورد . تا آنان بتوانند آن را به ثمر برسانند و خود را در جامعه اداره كنند .

6-در تربيت و ارزش گذاري ، آرامش روان كودك به فضائلي مانند نوع دوستي، فروتني و ميهن پرستي در اولويت قرار دارند .

7-به عقيده ي اين مكتب اراده ي آزاد انسان همواره طالب نيكي ها و ارزش هاست .

8- به عقيده ي اين مكتب ارزشها در واقع وجود دارند و ذاتاً در ساختار جهان موجودند .

9-به نظر اين مكتب منابع غني تربيت ارزشي را در موضوعاتي همچون تاريخ، ادبيات، دين و فلسفه مي توان يافت (جرالد دال . گوتك ترجمه ي پاك سرشت ، 1389 ، ص 36)

10- ايده آليست ها به سه نوع ارزش (ارزش هاي ديني، زيبا شناختي و اخلاقي) معتقدند . (نصيري ، 1384 ، ص129)

11-آرمان گرايان اعمال نيك، بد، زشتي و زيبايي را در وجود خود يا نيروي ذهني مطلق و ثابت تصور مي كنند (كرمي پور ، 1386 ، ص68)

12-پندار گرايان معتقدند كه ارزش ها از ابتدا وجود داشته و تا ابد تغيير ناپذير خواهد بود. زمان و مكان در آنها هيچگونه تأثيري نداشته و نخواهد داشت. هنجارها و ناهنجارها مطلق، پايدار و غير قابل تغيير خواهند بود. (كرمي پور، 1386،ص 69)

 

 

ايده آليسم و مساله ي آموزشي :

1-ايده آليست ها به طور كلي ، اهميت خاصي به تربيت قائلند .

2-ايده آليست ها در مورد تربيت و آموزش بيشتر سخن مي گويند .

3-ايده آلسيت ها معتقدند كه هدف تربيت و آموزش بايد رشد و تكامل «ذهني» و «خود» محصل باشد .

4-فلسفه پندار گرايي به هدف هاي آموزش و پرورش بيشتر از روش هاي تدريس توجه دارند .

5-آرمان گرايان به مطالعه درباره ي علوم انساني يا هر چه به انسان ارتباط دارد بيش از
مطالعه ي علوم طبيعي اهميت مي دهند .

6-ايده آليست ها در آموزش به دروس رياضيات ، زبان و ادبيات ، اخلاق ، علوم ديني ، علوم اجتماعي و تاريخ ، علوم طبيعي (به عنوان نشانه هايي از خدا) و فلسفه كه موجب تقويت نيروهاي ذهن مي شود و براي نيل  به كمال مطلوب ، ضروري است اهميت خاصي قائل هستند .(نصيري،‌1384، ص 128).

7-آرمانگرايان معتقدند كه با تربيت منظم و تدريجي ، استعداد هاي روحي كودكان پرورش
مي يابد .

8-پندارگرايان معتقدند كه بروز فرهنگ شايسته در تمام عرصه هاي زندگي از خانواده تا جامعه مرهون تربيت منظم است . (سلطان القرائي ، 1389، ص 87)

9-پرورش استعدادهاي دروني كودكان و كمك به شكوفايي استعدادهاي ذاتي دانش آموزان كه بالقوه در وجود آنها نهفته مورد توجه ايده آليست هاست . (سلطان القرائي ، 1389، ص 87)

10-ايده آليسم ها در تربيت به مغز و ذهن بيشتر اهميت مي دهند . (مقدس جعفري ، 1389، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاكستان)

 

معلم و آموزش در مكتب آرمانگرايان

1-ايده آليست ها به معلم و مربي بيشتر توجه دارند و معتقدند كه مربي بايد از نظر عقلي و اخلاقي برتر و سرمشق و الگوي محصلان باشد و محيط خاصي را براي كودك فراهم كند .

2-در مكتب آرمانگرايان وظيفه ي معلم ، راهنماي كودك به سوي حقيقت است و بايد دست كودك را بگيرد و به درجات كمال برساند .

3-از منظر ايده آليست ها معلم مهمترين عنصر در نظام مدرسه است .

4-از ديدگاه پندار گرايان مدرسه ، به منزله ي گلستان و كودكان گلهاي آن هستند .(مقدس جعفري، 1389، دانشگاه آزاد تاكستان).

5-معلم از نظر ايده آليست ها براي رسيدن به اهداف تربيتي، بايد از لحاظ معرفت و بينش انساني برتر باشد .

6-معلم در مكتب آرمانگرايان بايد نيازها و قدرت هاي محصلان را خوب بشناسد .

7-معلم بايد از نظر ايده آليست ها بايد مظهر يا نمونه ي كامل واقعيت براي بچه ها ، در فن خود متخصص و رفيق خصوصي هر يك از شاگردان باشد . او بايد در تكامل شخصيت آدمي همكار خدا باشد . او بايد سفير پيشرفت و ترقي و سازنده دموكراسي باشد . (فرمهيني ، 1384، ص 100)

8-علي شريعتمداري در كتاب اصول و فلسفه ي تعليم و تربيت صفحه 170 ويژگي هايي معلم را از نظر ايده آليست ها فهرست بندي كرده است كه به مواردي اشاره مي گردد .

·       معلم بايد بتواند تمايل به يادگيري را در شاگردان بيدار كند .

·       معلم بايد در فن خود و زندگي متخصص و استاد باشد .

·       معلم بايد طوري عمل كند كه ستايش و احترام شاگرد را جلب كند .

·       معلم بايد قدر و ارزش موضوعي را كه تدريس مي كند بداند .

·       معلم بايد هنگام تدريس خود را فراموش كند و به شخصيت شاگردان و رشد آنها اهميت دهد .

روش تدريس در مكتب پندار گرايان

1-در اين مكتب آن دسته از مواد درسي كه موجب شكوفايي خلاقيت ذهني دانش آموزان مي شود مورد احترام و اهميت است .

2-از نظر آرمانگرايان بايد كودك را با توجه به تصورات قبلي وي ، به يادگيري مطالب تازه علاقمند نمود . و به آموزش همراه با بازي بيشتر تاكيد دارند .

3-لوئيس آنتز از ايده آليست هاي معاصر بيان مي دارد كه وجود يك روش خاص در اين مكتب مورد ترديد است . ايده آلسيت ها از روش ديالكتيك استفاده مي كنند . اما روشهاي ديگر را نيز براي براي توسعه معاني خود به كار مي گيرند . ايشان بيان مي دارد كه روش حل مساله ديويي جامع است و روش هاي ديگر را در بر مي گيرد .

4-باتلر از ايده آليست هاي معاصر نيز ضمن اشاره به روش ديالكتيك ، روش سخنراني را نيز مطرح مي كنند . از ديگر روش هاي تدريس مورد حمايت ايده آليست ها ، روش پروژه است .

برنامه درسي در مكتب ايده آليسم

برنامه ي درسي در اين مكتب مواد و موضوعاتي را شامل مي شود كه براي تحقق رشد و تكامل عقلي و اخلاقي ضرورت دارند ، برنامه ي درسي از نقطه نظر مكتب ايده آليسم به طور كلي شامل مواد زير خواهد بود .

1-   ادبيات مخصوصاً ادبيات ملي .

2-   بعضي از انواع هنرها مخصوصاً موسيقي .

3-   كارهاي دستي از قبيل نجاري و بافندگي .

4-   علوم كه رياضي هم در ضمن آن باشد .

ايده آليست هاي معاصر معتقدند برنامه ي درسي بايد شامل رياضيات و فيزيك،
زيست شناسي، روان شناسي ، ادبيات و هنر، دستور زبان و تاريخ باشد . (فرمهيني ، 1384، ص 101)

در اين زمينه باتلر اهميت ميراث نژادي را ذكر مي كند «هورن» نيز در تهيه ي برنامه ، وضع فرد، احتياجات جمعي و آشنايي به جهاني را كه فرد در آن زندگي مي كند مهم تلقي
مي نمايد .

«گرين» ايده آليست معاصر مطالعه چهار موضوع را براي همه لازم مي داند .

1-موضوعات صوري مانند منطق ، رياضي ، زبان مادري و زبانهاي خارجي .

2- موضوعاتي كه با امور خارجي سر و كار دارند .  مانند علوم طبيعي و علوم انساني .

3- موضوعات دستوري مانند اخلاق، امور هنري و مذهب .

4-موضوعات كلي مانند تاريخ ، الهيات و فلسفه .

باتلر برنامه اي را كه پيشنهاد مي كند به شرح زير است :

1-قسمت جهاني : كه بايد در بخش علوم تهيه شود و شامل زمين شناسي ، ستاره شناسي و زيست شناسي مي شود .

2- قسمت تمدني : كه شامل علوم اجتماعي مي شود .

3- قسمت فرهنگي : شامل هنر و ادبيات .

4-قسمت شخصيت : آنچه با وضع انسان سر و كار دارد .

دكتر شعاري نژاد برنامه ي درسي آموزش و پرورش بر بنياد انديشه ي آرمان گرايي را در كتاب «اصول و فلسفه تعليم و تربيت »  در صفحه ي 175 و 176 به موارد ذيل تقسيم كرده است:

الف) درسهاي علمي : شامل صنايع مهم و صنايع نيازهاي انساني مانند تهيه ي غذا ، مسكن و هنرهاي زيبا كه انسان عملا به آنها نياز اساسي دارد .

ب) درسهاي نظري : شامل : ادبيات ، زبان ، علوم ، رياضيات ، تاريخ و جغرافي كه شناخت لازم را به انسان مي دهند . تا راههاي مهم انديشيدن را ياد بگيرد . تاريخ و ادبيات براي پرورش حس دوستداري ميهن و جامعه و فرهنگ اهميت دارند .

ج) درسهاي هنري : مانند: شعر ، موسيقي كه براي تلطيف عواطف لازمند .

د) درس هاي ديني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

فيلسوفان معروف مكتب ايد آليسم

و

نظريات آموزشي،  تربيتي و اخلاقي آنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سقراط

سقراط البته به معناي كامل، يك فيلسوف ايده آليست نمي باشد ولي به لحاظ نزديكي افكارش به پندار گرايي از وي بحث مي شود .

1-سقراط از راه گفتگو مردم را به جهل خود آگاه مي كرد . (مقدس جعفري ، 1389 ، دانشگاه آزاد تاكستان)

2-سقراط توجه زيادي به انسان دارد و سخن معروف او در اين زمينه عبارت است از
«اي انسان خود را بشناس» (مقدس جعفري ، 1389 ، دانشگاه آزاد تاكستان)

3-فضائل پنجگانه «حكمت، شجاعت ، عفت ، عدالت و خدا پرستي» از اصول اوليه اخلاق سقراطي بود . (فروغي ، 1375 ، ص 21)

4-سقراط خود را «ماماي دانايي» مي خواند و مي گويد به همان سان كه مادرم ماماي جسم است من ماماي روانم، (مقدس جعفري ، 1389 ، دانشگاه آزاد تاكستان)

5-سقراط براي رسيدن به تعريف صحيح ، شيوه استقراء را به كار مي برد يعني در هر باب شواهد مثال از امور جاري عادي مي آورد و آنها را مورد تحقيق و مطالعه قرار مي داد و از اين جزئيات تدريجاً به كليات مي رسد . (فروغي ، 1375 ، ص 20)

افلاطون

1-افلاطون در 20 سالگي با سقراط آشنا شد و 8 سال شاگرد سقراط بود .(مقدس جعفري، 1389، دانشگاه آزاد تاكستان).

2-افلاطون بر خلاف سقراط در جستجوي شناختن هنرهاي اخلاقي بود .

3-افلاطون معتقد است : اگر جامعه اي زنان را از تربيت محروم سازد ، نيمي از توان و نيروي خود را ناديده گرفته و به هدر داده است . (نقيب زاده ، 1374، ص 42)

4-افلاطون در تربيت كودكان بحث مرگ و موت را صلاح نمي دانست و به هنر ، بازي و موسيقي اهميت خاصي قائل بود . (نقيب زاده ، 1385، ص 45)

5-افلاطون روح يا نفس آدمي را شامل سه قوه (شهويه ، غضبيه و عاقله) مي داند . افلاطون رمز اصلاح جامعه را در تربيت درست افراد مي دانست .

كانت

1-كانت گفته است كه :‌ چنان رفتار كن كه در رفتار تو ،انسان و انسانيت همواره هدف باشد و هيچگاه رفتار تو چون وسيله نباشد . (نقيب زاده ، 1383، ص 133)

2-به نظر كانت تنها تعليم و تربيت است كه مي تواند از يك فرد آدم بسازد و آدميت آدمي در گرو تربيت اوست .

3-كانت در تربيت معتقد است كه بعد از مراحل انضباط ، آموزش ، آداب داني ، نوبت به تربيت اخلاقي مي رسد .

4-بنياد كردار اخلاقي از نظر كانت بر آزادي است . (رهنما ، 12388 ، ص 15)

5-تربيت اخلاقي از نظر كانت زمينه اي است براي بيداري وجدان انسان .

فروبل

فروبل مربي قرن هجدهم آلمان است .

1-فروبل مي گويد من بر خلاف پستالوزي (كه انسان فقط در نمودها و در زندگاني زميني نمايان مي شود در نظر مي گيرد) ولي من به جنبه ي جاودانه ي او مي نگرم .

2- فروبل به بازي كودكان در تربيت اهميت فراواني مي دهد و به نظر او بازي است كه آگاهي به محيط را در كودك پديد مي آورد .

3-به نظر كانت آزادي و فعاليت برترين جنبه ي انسان است .  براي اولين بار در جهان اقدام به تاسيس كودكستان نموده است .

4-به نظر كانت در ذات هر موجودي يك غائب نهفته است كه با تربيت آشكار مي شود .

 5-به نظر كانت اولين منشي كه بايد در فرد ايجاد شود ، منش نيكو مي باشد ، يعني بر طبق اداره و قانون و قانون هاي ذهني (رهنما ، 1388، ص 39)

شو پنهاور

1- شوپنهاور بيان مي دارد كه جهان انديشه ي من است .(مقدس جعفري،‌1389، دانشگاه آزاد تاكستان).

2- شوپنهاور مي گويد : عقل طبعاً خدمتگزار «اراده» است . اما مي تواند نيروي بيشتري را پديد آورد و انسان را از خدمت شهوت و از تعلقات آزاد سازد .

3- شوپنهاور يك چيز را حقيقي مي داند و آن اراده است و اراده را در حقيقت مستقل به ذات مي داند . (اينترنت)

4-شوپنهاور جهان را ميدان ستيزي مي داند كه در اين ستيز ، درگيري اراده خويش و عذاب بردن از خويش است . به نقل از شهيد مطهري «شوپنهاور لذت را امر عدمي و الم را امر وجود مي داند» و از اين بعد  بد بيني او معروف است . (اينترنت)

دكارت

1-دكارت را پدر فلسفه ي نو مي دانند .

2-دكارت بيان مي دارد : از آنجا كه نمي توانستم كسي را بيابم كه عقيده ي او برتر از ديگران باشد ، ناگزير شدم خود راهنماي خويش گردم . (نقيب زاده 1385 ، ص 102)

3-دكارت در تربيت به پرهيز از شتابزدگي و پيشداوري توصيه مي نمود .

4-دكارت مي گويد : « من مي انديشم پس من هستم»

5-دكارت چهار قاعده يا دستور را در هر گونه تحقيق و پژوهش لازم مي داند :

الف) قاعده بداهت (يعني تنها مسائلي بايد بدون دليل و تحقيق پذيرفته شوند كه كاملا يقيني و بديهي باشند) .

ب) قاعده تحليل (براي بررسي مسائل غير بديهي بايد آنها را به اجزايشان تحليل كرده و يكايك مورد بررسي قرار داد).

ج) قاعده تركيب (پس از بررسي و تحليل مشكل بايد به تركيب آن اجزاء اقدام كرد).

د) قاعده استقصاء (شمارش امور) (يعني در جريان تحليل و تركيب كوچكترين امر از نظر دور نماند) .

هگل

1-هگل  معتقد به اصالت عقل است .

2-هگل مي گويد : توضيح جهان از راه دليل است نه از راه علت . زيرا دليل آوردن نوع عملي است كه ذهن انجام مي دهد .

3-هگل فلسفه را سه بخش مي داند :1- منطق (كه براي او همان متافيزيك است) ،
2- فلسفه طبيعت ، 3- فلسفه ي جهان .

 توماس آكويناس

1-توماس فيلسوف مسيحي است كه او در مقايسه با اگوسيتن نسبت به بشر خوشبين تر است.

2- به نظر او هدف غايي تربيت ، سير به سوي كمال لايق انساني و كمال آدمي در معرفت به خدا است .

3- او را مي توان به لحاظ علائق ايشان به ديانت، ايده آليست و به لحاظ پيروي از ارسطو رئاليست ناميد .

4-او معتقد است كه حقايق دين مسيح با حقايق فلسفي ، آشتي پذيرند .

 

 

 اگوستين

1-از فيلسوفان عالم مسيحيت است كه اصول عقايد دين مسيح را استحكام بخشيد .

2-به نظر او آدمي بر اثر معصيت ازلي، گناهكار به دنيا مي آيد و تنها لطف و بخشايش الهي است كه باعث نجات و فلاح او مي شود .

3-به نظر او هدف تربيت بار آوردن فرد مسيحي حقيقي است .

4-او را موثرترين آموزگار مسيحي شمرده اند ، تعاليمش از قلمرو فلسفه بيرون و متعلق به حوزه ي كلامي آيين مسيح است .

باركلي

1-باركلي فيلسوف ايرلندي است و معتقد است كه معرفت از طريق مشيت و عنايت مستقيم الهي حاصل مي شود .

2-شهرت باركلي به خاطر رد كردن عقيده ي لاك است چون لاك منشا علم و عقل را حس مي دانست . هدف اصلي باركلي اذعان بر اين است كه هستي حقيقي و كل اين هستي روحاني است . جهان محسوس، از نظر باركلي، موجودي درجه ي دوم و وابسته به ذهن و بي اثر و بدون جوهريت است . باركلي بيان مي دارد كه همه ي آنچه ما مي توانيم بدانيم همانها است كه تجربه مي كنيم آنچه ما تجربه مي كنيم مجموعه اي از صورت هاي ذهني و علمي است ، و تمام آنچه ما مي توانيم درباره ي اين صورتها بگوئيم همان است كه احساس و ادراك مي كنيم « بودن همان مُدرَك بودن است » ( وجود همان ادراك است )

فيخته

1-فيخته يا فيشته معتقد به اصالت اراده است .

2-انتقاد فيخته از آموزش و پرورش زمان خود در آلمان به دليل اشراف گرايي و حافظه پروري بود .

3- به اعتقاد فيخته آموزش و پرورش بايد در وهله ي اول اراده را كه مهمترين جلوه ي من يا شخصيت است تقويت كند .

4-به نظر فيخته براي تقويت اراده تربيت عقلي و اجتماعي و ديني ضروري است .

5-به نظر او در تربيت دختران و پسران بايد از برنامه هاي واحد پيروي كرد و آموزش عمومي را با آموزش حرفه اي توام نمود ، و دولت بايد تامين آموزش همگاني و نظارت آن را به عهده گيرد .

برگسون

1-برگسون فيلسوف فرانسوي است كه ناتواني هوش در راه بردن به معناي زندگاني و همچنين ناتواني علم را به حقيقت بيان مي دارد .

2-او اهميت شهود را از هوش مهمتر دانسته مي گويد اهميت شهود در آن است كه از سويي مانند سرشت دريافتي است بيواسطه و از سوي ديگر همانند هوش با شناسايي سر و كار دارد . 3- برگسون شهود را تنها راه پي بردن به حقيقت زمان ، حركت و زندگي مي داند و آن را بر خلاف شناخت هوشي كه همواره نسبي است شناسايي مطلق مي شمارد .(اينترنت).

برادلي

1-برادلي فيلسوف انگلستاني است و از هواداران ايده باوري مطلق است .

2-به نظر برادلي عملي اخلاقي است كه بيشترين لذت را براي فاعلش برانگيزد ، زيرا اصالت لذت ، لاجرم يك معيار براي تميز خوب از غير خوب مي باشد ، غايت اخلاقي تحقق بخشيدن به نيت خير است و بايد پذيرفت كه نيت خير ، يك نيت جمعي و اراده ي كلي ، يا اراده ي ارگانيسم اجتماعي است . 

از فيلسوفان ايده آليست معاصر مي توان به « هارل هورن» ، « باتلر » ، « كالكينز » ، «گرين» «كروچه» ، « هريس » اشاره نمود .

انتقادات وارد شده  بر مكتب آرمان گرايان

1-مكتب ايده آليسم به كليه ي ابعاد وجودي انسان توجه نمي كند ، يعني بعد جسماني را كمتر مورد توجه قرار مي دهد .

2-با وجود تاكيد بر تربيت ذهن و تفكر دانش آموزان به تفاوت هاي فردي توجه كافي ندارد . (سلطان القرايي ، 1384 ، ص 97)

3-آنان تربيت را به فعليت رساندن استعدادهاي بالقوه انسان مي دانند اما هرگز معين
نمي كنند كه اين استعداد ها كدامند .

4-به جهان ، اصالت معنوي قائلند به اين لحاظ از تربيت و از اهميت معرفت حسي غافلند .

5-در اين مكتب معلم نقش عمده و فعالي دارد اما از توجه به تفاوت هاي فردي و رغبت هاي فراگيران غفلت مي ورزند .

نكته هايي در مورد پندارگران 

1-ايده آليسم و پندار گرايي ، آرمان گرايي و اصالت تصور به يك معنا هستند .

2-انسان در اين مكتب به عنوان بخشي از هستي موجودي معنوي است و ماهيت اصلي او را روح وي تشكيل مي دهد .

3-پندار گرايان معتقدند كه معرفت يا شناخت انسان مستقل از تجارب هستي اوست .

4-پندار گرايان معتقدند كه ارزش ها در ذات خود ابدي ، مطلق و تغيير ناپذيرند .

5-پندار گرايان هدف تربيت را شكوفايي استعدادهاي انسان مي دانند. (كاردان ، 1386 ، ص121)

 

 

پيشنهادات

1-برگزاري همايش هاي كشوري و بين المللي در مورد مكاتب فلسفي و فيلسوفان مربوطه از طريق فرا خوان مقالات و ...

2-دعوت از فيلسوفان معاصر و مشاهير تربيتي كشورهاي ديگر جهت معرفي و ايجاد سخنراني در صدا و سيما و همايش هاي كشوري .

3-آشنا كردن دانش آموزان دوره ي ابتدايي با فيلسوفان مشهور و آراء تربيتي آنان با
شيوه هاي آسان با درج تصاوير آنها در كتب درسي آنان .

نتيجه گيري

نتيجه ي كلي كه از مقوله ي حاضر گرفته مي شود اين است كه تمام مكاتب فلسفي در راستاي تربيتي خود هدفهايي را بر تعليم و تربيت ارائه داده اند تا مربي و معلم به نقطه اي كه مي خواهند به سوي آن حركت كنند آگاهي يابند و فعاليت هاي مختلف خود را هماهنگ و با معني و با التفات به عمل تربيتي خود اقدام كنند . هدف تعليم و تربيت در مكتب آرمانگرايان در واقع بسط وگسترش قواي روحي و تقويت احوال روحي فراگيران و سوق دادن آنها در راه كمال است . يعني در اين مكتب اهميت دادن به دقت يادگيري فراگيران و ارزشمند بودن مطالب آنهاست ، معني و مفهوم تعليم و تربيت به هيچ وجه مترادف با انباشتن معلومات در ذهن و حافظه دانش آموزان نيست .   

خلاصه :

پندار گرايان هدف تربيت را شكوفايي استعدادهاي انسان مي دانند به نظر آنها هدف تربيت مهمتر از روش تربيت مي باشد . آرمانگرايان براي معلم در تربيت ارزش فراواني قايل هستند و وي را همكار خداوند مي دانند به نظر ايده آليست ها تربيت از درون شروع مي شود و يادگيري به نظر آنها ياد آوري است. آنها معتقدند كه در برنامه هاي درسي بايد به موضوعات زبان و ادبيات فارسي ، رياضيات و علوم تجربي ، تاريخ و فلسفه و علوم اجتماعي ، دين و تربيت بدني اهميت خاصي قائل شد. روش تدريس در اين مكتب مبتني بر تفكر و تعقل است و روش اصلي آنان ديالكتيك (گفتگوي آزاد) است ولي از ساير روش ها نيز استفاده مي كنند . در نظر پندارگرايان روش تدريس از موضوع درسي جداست .

 

 

 

كليد واژه ها:

ايده آليسم ، هستي شناسي ، روش و برنامه ي درسي ، سيستم آموزشي ، ارزش شناسي ، فيلسوفان ايده آليستي .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ :

1-اسمائيل تبار ، مهدي (1386) ، مقدمه اي بر فلسفه ، تهران ، انتشارات فرهنگ سبز ، چاپ سوم .

2- مقدس جعفري ، محمد تقي ، (1389) ، كلاس درس مكاتب فلسفي ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاكستان .

3- مصباح يزدي ، محمد تقي ، (1370) ، آموزش فلسفه ، جلد اول ، تهران ، انتشارات مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي ، چاپ چهارم .

4-نقيب زاده ، مير عبدالحسين ، (1374) ، نگاهي به فلسفه ي آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات طهوري ، چاپ شانزدهم .

5-نقيب زاده ، مير عبدالحسين ، (1385) در آمدي به فلسفه ،تهران ، انتشارات طهوري، چاپ ششم .

6-فروغي ، محمد علي ، (1357) سير حكمت در اروپا ، تهران ، انتشارات البرز ، چاپ اول .

7- جرالدال ، گوتك ، (1389) مكاتب فلسفي و آراء تربيتي (ترجمه ي دكتر محمد پاك سرشت) ، تهران ، انتشارات سمت ، چاپ دهم .

8- جاهد ، حسينعلي ، (1387) ، اصول و فلسفه ي تعليم و تربيت ، تهران ، انتشارات مركز نشر جهش ، چاپ اول .

9- سلطان القرائي ، خليل ، (1384) ، فلسفه ي تعليم و تربيت  و آراي تربيتي ، تبريز ، انتشارات دانشگاه تبريز ، چاپ اول .

10- فرمهيني فراهاني ، محسن (1384) ، اصول و فلسفه تعليم و تربيت ، تهران ، انتشارات جهاد دانشگاهي ، چاپ اول .

11- شريعتمداري ، علي ، (1382) ، اصول و فلسفه ي تعليم و تربيت تهران، انتشارات
امير كبير ، چاپ 22 .

12- نصيري ، علي اكبر (1384) ، اصول و فلسفه ي آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات
آواي نور ، چاپ اول .

13-كاردان ،محمد علي و ديگران ،(1386) فلسفه ي تعليم و تربيت ، تهران ، انتشارات سمت ، جلد اول .

14-رهنما ، اكبر ، (1388) نقد تطبيقي تربيت اخلاقي از ديدگاه كانت و خواجه نصير ، تهران ، نشر آييژ .

15- كرمي پور ، محمد رضا ، (1386) ، اصول فلسفه ي آموزش و پرورش ، قزوين ، انتشارات سايه گستر .

16- اينترنت

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه دوم اردیبهشت 1390 توسط افتخار قنبری
قالب وبلاگ